یلدا

خرید بک لینک

 اسیرم من اسیر یک شب یلدای طولانی
همان زیبایی تاری ک میدانم نمیدانی


کجا بودی کجا ای هم نواز و هم نوای من
که اکنون سر رسیدی بعد یک پاییز طوفانی


 شروع جنگ با قلب و سراغاز شجاعت ها
بیا دستم به دامانت درین اوضاع بحرانی


 من بی آبرو اکنون تورا اینگونه میبینم
ک با یک شهر خاطر خواه مرا یک مرد میدانی


اگرچه تو بتی و من فقط یک بنده ی بیکس
خداوندا چه میخاهم من از این کفر پنهانی


صیاد روشنگر
2/8/94

 

شعر من...

ما را در سایت شعر من دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: صیاد روشنگر بازدید: 247 تاريخ: يکشنبه 17 آبان 1394 ساعت: 2:18

صفحه بندی