اسیرم من اسیر یک شب یلدای طولانی
همان زیبایی تاری ک میدانم نمیدانی
کجا بودی کجا ای هم نواز و هم نوای من
که اکنون سر رسیدی بعد یک پاییز طوفانی
شروع جنگ با قلب و سراغاز شجاعت ها
بیا دستم به دامانت درین اوضاع بحرانی
من بی آبرو اکنون تورا اینگونه میبینم
ک با یک شهر خاطر خواه مرا یک مرد میدانی
اگرچه تو بتی و من فقط یک بنده ی بیکس
خداوندا چه میخاهم من از این کفر پنهانی
صیاد روشنگر
2/8/94
شعر من...
ما را در سایت شعر من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: صیاد روشنگر
بازدید: 247
صدای جغد می آید هوا سرد است و بارانی
چه کولاکی درین جنگل چه بادی و چه بورانی
صدای ناله ی گرگی صدای جیغ مرغابی
تنم خشکیده از سرما به تن چسبیده بارانی
صدای جغد می آید هوا سرد است و سوزنده
کلاهم خیس؛چشمم تر؛ گلویم سخت طوفانی
دو پایم صاف می لرزد،نمی ترسم هوا سرد است
مدد کن قوت زانو درین اوضاع بحرانی
کمی زانو تحمل کن که بوی دود می آید
به قلبم نقش ها دارد امید مهر سوزانی
امید کلبه ای چوبی کنارم آتشی روشن
بخاری تازه از حس طراوت های انسانی
صدای جغد می آید؛دوباره ابر محکم شد
هوا تاریکتر طوری که میدانم نمیدانی...
صیاد روشنگر
ما را در سایت شعر من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: صیاد روشنگر
بازدید: 273
شبت مانند گیسویت حنایی
پناهت دست پر مهر خدایی
دوباره رفتی و تنها شدم من
نمی خوابم ک تا شاید. بیایی
شعر من...ما را در سایت شعر من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: صیاد روشنگر
بازدید: 308
صیادم و در دام تو امروز گرفتار
در دام تو آهو وش عاشق کش عیار
با تیر دو چشمت بزن و جان ز تنم بر
جان از من و تیر از تو چرا منتظری یار
شعر من...ما را در سایت شعر من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: صیاد روشنگر
بازدید: 318
چگونه رفتنت باور کنم من
چه خاکی بعد تو بر سر کنم من
تو که رفتی ولی با خاطراتت
چگونه چند روزی سر کنم من
6/4/94
21:38
شعر من...ما را در سایت شعر من دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده: صیاد روشنگر
بازدید: 250